الشيخ رسول جعفريان
194
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
چنان كه از آيات قرآن به دست مىآيد شمار منكرين معاد فراوان بوده و عرب جاهلى اصولًا منكر معاد بوده است ، در قرآن آمده است : « وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ « 1 » و گفتند : جز زندگى دنيوى ما ، هيچ نيست ، مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز دهر هلاك نكند . » نقل شده كه اميّة بن خلف يا شخص ديگرى ، استخوان پوسيدهاى را نزد پيامبر آورده و گفت : آيا اينها باز زنده مىشود ؛ خداوند ماجرا را چنين حكايت مىكند : « وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ ، « 2 » در حالى كه آفرينش خود را از ياد برده است براى ما مثل مىزند كه چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ؟ بگو كسى آنها را زنده مىكند كه در آغاز بيافريده است . » آيات ديگرى نيز اشاره به انكار مشركين نسبت به معاد دارد « 3 » در ميان مورّخان نيز برخى به اين مطلب اشاره كردهاند كه در دوران عرب جاهلى ، معاد مورد انكار قرار مىگرفته است . « 4 » شداد بن اسود در مرثيهاى كه براى كشتگان قريش سروده مىگويد : ايُخْبِرُنا ابن كَبْشَةَ أنْ سَنُحْيى * وَكَيْفَ حَياةُ أصداء وَهام ايَقْتُلنى اذا ما كُنْتُ حَيّاً * وَيُحْيينى إذا رَمَت عِظامى « 5 » « آيا ابن كبشه ( نسبتى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىدادند ) به ما خبر مىدهد كه ما زنده مىشويم ، زنده كردن مردهها و چيزهايى كه به خواب رفتهاند چگونه ممكن است . آيا مرا مىكشد وقتى كه من زندهام و در حالى كه من پوسيده شدهام ! مرا زنده مىكند . » در كلمات على عليه السلام نيز به اين مسأله كه عرب جاهلى اعتقاد به معاد نداشتند اشارت رفته است . « 6 » در خبرى نيز آمده كه يكى از مشركان عقيدهء به معاد را استهزاء مىكرده است . « 7 » كعبه ، دين و معاش مردم در جزيرة العرب وضع معاش مردم چندان مطلوب نبوده است . در اكثر مناطق ، بى آبى و عدم
--> ( 1 ) . ، جاثيه ، 24 ( 2 ) . يس ، 78 ؛ اسباب النزول ، ص 246 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 137 ، همچنين گفته شده كه آيهء مزبوردربارهء نضر بن حارث نازل شده است ؛ نك : انساب الاشراف ، ج 1 ص 143 ( 3 ) . نحل ، 38 ؛ اسراء ، 98 و 49 ؛ ، ص افات ، 16 و 53 ؛ تغابن ، 7 ؛ حج ، 5 ؛ هود ، 7 ؛ مؤمنون ، 82 ؛ رعد ، 5 ؛ نمل ، 67 ؛ سجده ، 10 ؛ دخان ، 34 ( 4 ) . المختصر فى اخبارالبشر ، ج 1 ، ص 58 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 103 ؛ تاريخ ابن الوردى ، ج 1 ، ص 115 ( 5 ) . بهج الصباغه ، 2 ، ص 148 ؛ اين شعر با اندكى تغيير در مصادر ديگرى نيز آمده است ؛ نك : المفصل ، ج 1 ، ص 287 و شعر ديگرى در نفى معاد را آلوسى ( بلوغ الارب ج 2 ، ص 198 ) چنين آورده : حياة ثم موت ثم نشر * حديث خرافة ياام عمرو ( 6 ) . نهج السعاده ، ج 1 ، ص 149 ، ج 3 ، ص 154 ( 7 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 132